تبليغاتX
دیلاق ِ پَتیاره !

دیلاق ِ پَتیاره !

زندگی مانند مستطیلی ست که سه ضلع دارد ، عشق و کار !

یه روز یه گروه از آدما تصمیم گرفتن برن به آسمون تا ماه رو پیدا کنن و بیارنش زمین . رفتن . اما وقتی به آسمون رسیدن ماه سر جاش نبود . ستاره ها هم نبودن . آدما رفتن اما نفهمیدن که یکی ماه رو بسته به نخ و تو آسمون رهاش کرده ... نفهمیدن که یکی اون پُش-مُشتا ستاره ها رو بیخ تا بیخ سر بریده... . آخرشم آدما اونقد رفتن تا رسیدن به یه خورشید که گرماش فرفری بود ... !

احمقا ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

شاید هم یه روز تصمیم بگیرم آسمون رو رنگ بزنم . رنگی از خدا . کی می دونه ؟!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

U R Not here

می دونی ؟ وختی نیستی حس ِ بدی دارم . مثه حس ِ کلافگی از تنگی جا . مثه حس ِ خفگی . وختی نیستی فکرم همه جا هست و هیچ جا نیست . همه چی تویی ! کاغذ تویی ، قلم تویی ، دست تویی ... حتی حرف حرف ِ هر کلمه هم تورو فریاد می زنه ! وختی نیستی نگاه کردن به خیابون ِ خیس ِ بارون و فرهاد گوش دادن و قهوه ی تلخ رو تا تــَه سر کشیدن و زار زدن ... آخ که می چسبه ! وختی نیستی - منتظرم . منتظرم که باشی.بیای.بمونی.نری ! وختی نیستی حس می کنم تنهام . حس ِ خوبی نیست . انگار که کرورها کرور" تنهایی" مثه دونه های بارونی که به شیشه می خورن ، ثانیه به ثانیه ی نبودنت ، فرق سرم رو نشونه می گیرن ... . وختی که نیستی ، حس می کنم نفسم بالا نمیاد . دوس دارم لباسامو پاره کنم بلکه خفه نشم . به همه چی چنگ می ندازم ولی با همه ی این حرفا ... باز هم تو نیستی !

نیستی ... نیستی که ببینی وختی نیستی - چه حس بدی دارم .

 

+ فراموش شده ایم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

Birthday

فردا منتظر تبریک های چپ و راست شما هستیم .

با تشکر / امضا پگا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

شاید خداوند صحرا را آفرید تا ما با دیدن نخل لبخند بزنیم ...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

The Writers

نویسنده ها دو دسته ان* :

۱ - در همه حال می نویسن .

۲ - با اومدن کسی تو زندگیشون می نویسن .

.

من از دسته ی دومم . خب معلومه که چرا نوشتنم نمیاد !

(خودم تنهایی دسته بندی کردم که لااقل یه دسته ای باشه که من عضوش باشم ! )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

خب دیگه .... امروز که ۹م سال ۸۹ هستش . منم که دیگه حرفی برام نمونده که بزنم ...می دونی پگا؟زندگی داره خیلی پیچ پیچی میشه ! یه جورایی باس بیشتر حواست بش باشه .یه لحظه غفلت کنی ... " بنگ ! "......................

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

the end of us !

آقا ما خیلی وقت است که زارتمان در آمده ... خودمان خبر داریم - ولی هی سعی می کنیم ماسمالی کنیمش !
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

                  هستم ولی خسته م !

 مورخ : ۲۵/۱۱/۸۸

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

وختی مودم کسی می ترکد و امتحانات مجالی برای اقدام به او نمی دهند میشود یکی مثل بنده ...

خیلی دلم برای اینجا تنگ شده بود !

مورخ : ۵/۱۱/۸۸

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

New Tech

+می دونین ؟ شاید بشه دهن آدما رو بست ولی فکراشون رو نه /.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

just about myself

ما آدما همه-مون یه گــُه-یم . ( البته شما مُستثنا هستید !!!!)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

Good God

خدایا

تو آنی

توانی

به آنی

تپانی

جهانی

ته ِ

استکانی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

Sohrab

فقط مونده بود شعر های سهراب رو سانسور کنن ...

که کردن !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

Sohrab !

حرفی نیست

آهی نیست

می نشینم لب جوی ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

13 Aban

آقا به خدا ما از ترس ِ انضباطمون تا اونجا که تونستیم داد زدیم آقا !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

با صراحت اعلام می کنم که حالم از قالب اینجا به هم می خورد/.

.

+ http://dateinmarsh.blogfa.com/post-1114.aspx

+یه قالب خیلی خیلی ساده کی می تونه در راه خدا ؟؟؟؟! :(

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

Habit

کرایه رو که به-ش دادم " خدا برکت " گفت . ولی نه مثل یک جمله که از روی عادت باشه ...*
.
*  بخشی از یک متن ِ تقریبا بلند .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

Rainy Days

لامسب ، این دخترهای کنار خیابان در عصر های بارانی ، چه ترافیکی به راه می اندازند !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

Best GOD

شُکرت خدایا .

خیلی مخلصیم :-*

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

Discoveries 2

قبل از دولت ِ مشروطه - در دولت استبدادی - شاهان عقیده داشتند که برای حکومت کردن به مردم ، باید آن ها را گرسنه و بی سواد نگاه داشت .

سال ها از آن روزها می گذرد و مردم به خیالشان دولت مشروطه راه انداختند .

ولی عجیب است که با این دولت ِ مثلا مشروطه ، هنوز هم که هنوز است ، مردم ِ ما گرسنه و بی سواد اند !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

For No One And No Reason

عینهو یه قرص ِ تلخ توو گلوم گیر کردی

گند ِت بزنن - تهوع آور ِ مفید .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

:-?

خواندن ماجرای به دار آویختن " بهنود شجاعی " در روزنامه و بعد از آن دیدن افرادی که در کنار این ماجرا بودند در تلوزیون ، موضوعی بود که عمیقا به فکر فرو بردَ-م ...

[ اشک تمساح ریختن جمهوری اسلامی با پخش ِ این گذارش بیش-تر ]

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

Poor ...

چون بزرگ خاندان بود

باید ترس-ش از آمپول را پنهان می کرد ...

بیچاره .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

Irancell's Miracle

والا زمان ِ مــــــــــــــــــــا ... کی فکرشو می کرد که یه روز برسه که هر ننه قــَمَری با 5 هزار تمن 2 تا سیم کارت بخره !!!!

[ البته اینم باید در نظر گرفت که زمان ِ مـــــــــــــا ، 5 هزار تمن 5 هـــــــــــــــــــــــــــــــزار تومان بود ]

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

Selfless

کلمات جون دارن

وختی یه مشت-شون رو جفت ِ هم ردیف می کنی

باس اونقدی به-شون ارزش بدی

که اگه هیچی هم باشن واقعا چیزی به نظر برسن .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

F u l l Of ...

چیزی که می خوام بگم یه زندگی ِ . یه زندگی رو نمی شه شرح داد . نگرانی ِ ، ترس ِ ، یه حس درونی که خیلی چیزا می گه ، خانواده-س ، درس ِ ، تویی ، کتابام ِ ، ایمانم ، چیزایی که بخوای و نخوای اتفاق می افته و همه ی اینا باس حل شه ... یه جوری ، یه روزی ، یه جایی به دست من .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

Change

شاید بهتر باشه یه فکری به حال اسم اینجا بکنم . 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

Farhad

این روزها فرهاد[+] آرومم می کنه ...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

Discoveries

با توجه به داستان های موجود در کتب درسی ِ دانش آموزان

من به شخصه به این نتیجه رسیدم

که دلیل مرگ ِ علی

ضربه ی شمشیر نبود

بلکه

استفاده ی بیش از حد ِ نمک و نشاسته بوده است /.

.

.

من به امام علی خودم ایمان دارم ... نه به آن که در کتاب های مدرسه راجع به او می نویسند و به خوردمان می دهند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |